![]() |
![]() |
|
|
همواره عشق بی خبر از راه می رسد چونان مسافری که به ناگاه می رسد وا می نهم به اشک و به مژگان تدارکش چون وقت آب و جاروی ، از راه می رسد گزیدم از میان مرگها این گونه مردن را تورا چون جان فشردن در بر آنگه جان سپردن را خوشا از عشق مردن ، ای که طعم تو حلاوت می دهد حتی شرنگ تلخ مردن را |
|
+ نوشته شده در
بیست و ششم آذر 1384ساعت 1:11 توسط مروارید |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
ای کاش سه چیز هرگز به وجود نمیومد
غرور , دروغ , عشق اون وقت هیچ عاشقی مجبور نبود از روی غرور به معشوقش دروغ بگه |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1386 شهریور 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 دی 1384 آذر 1384 |
|
RSS
|